پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

39

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

دنبالهء آيه چنين تفسير شده است : « وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها : آنها در زمانهاىقديم ، در جستجوى رضاى خدا ، خود را در آن وقف عبادت كردند ( تبتّلوا فيها ) . ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ : ما آن را به آنها امر نكرده بوديم ؛ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها ، يعنى : آنچه را به آنها امر شده بود رعايت نكردند ، در رهبانيت اطاعت به جاى نياوردند و با يهود يا نصارى شدن عمل بدى مرتكب شدند . » اين متن مقتضى چند تذكر است . نخست اينكه رهبانيتى كه شاگردان عيسى ابداع كردند ، در تصوّرى كه مقاتل از آن دارد ، با رهبانيت معمول راهبان زمان او مطابقت ندارد ؛ مقاتل خود را در « زمانهاى قديم » ، يعنى در زمان اسطوره‌اى قبل از گروش راهبان به دين يهود يا به دين مسيح ، مىگذارد . در آن زمانها ، پيروان عيسى در دل خود رأفت و رحمت ، يعنى ، به تفسير مقاتل ، ميان يكديگر « مودّت » داشتند . بنابراين ، نبايد آنها را با مسيحيان منقسم به فرقى كه خدا در قرآن در حقّ آنان مىفرمايد : فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ( مائده ، 14 ) اشتباه كرد . شاگردان عيسى ، بر اثر تعقيب و آزار مشركان كه عدّهء آنها بسيار زياد شده بود ، به غارها و صومعه‌ها پناه بردند ، و به همين سبب بود كه آنها رهبانيّت را تأسيس كردند . بنابراين ، از جانب آنها كار مستوجب نكوهشى سر نزده بود كه خدا آنها را وادار كند كه به مغاره‌ها بگريزند تا در ايمان خود به عيسى ( ع ) وفادار بمانند و خود را وقف زندگى عبادى ( تبتّل للعبادة ) كنند . مقاتل ادامه مىدهد : و امّا ساليان درازى گذشت و ماندن در غارها خسته كننده شد « از اين رو ، بخشى از آنها دين عيسى را رها كردند و از خود دين « نصرانيّت » ساختند . خطاب به آنهاست كه بخش دوّم آيه مىفرمايد : خدا بر شاگردان عيسى زندگى رهبانى ننوشته بود ؛ ولى چون خود آن را ابداع كرده بودند ، بر آنها بود كه از خدا در رعايت دقيق طريقى كه اين روش زندگى اقتضا مىكرد اطاعت كنند . » آنها از روى زبونى ترجيح دادند كه به دين يهود يا دين نصرانيان بگروند . « با اين همه ، معدودى از آنها به دين مسيح تا ظهور محمد ( ص ) وفادار ماندند و سپس به او ايمان آوردند : آنها چهل تن بودند كه سى و دو تن از آنها از سرزمين حبشه بودند و هشت تن از سرزمين دمشق . » تذكّر ديگرى كه بايد داد دربارهء روابط ميان زمخشرى و مقاتل است . در حقيقت ، ملاحظه مىكنيم كه تقطيعى كه زمخشرى در اين آيه وارد مىكند ( نگاه كنيد به تحقيق ، ص 151 ) ، قبلا در تفسير مقاتل نيز ديده مىشود ، زيرا او هم ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ را پيش از ما كَتَبْناها مىخواند . و اين ما را به نتيجه‌اى مىرساند كه نبايد آن را ناديده گرفت ، و آن اين است كه صرف نظر از اينكه موضوع مربوط به تفسير زجّاج باشد يا تفسير زمخشرى - كه ماسينيون هر دوى آنها را مسئولان بزرگ سوء تعبير وارد بر تفسير اين آيه مىداند - بايد قبول كنيم كه عناصر اصلى تفسير آنها قبلا در قديمترين روايات اسلامى كه مقاتل نمايندهء آنهاست وجود داشته است .